بزار یه بارم خودمون از خودمون بنویسیم
بعضی وقتها از خودم خسته می شم همش گناه،توبه معلوم نیست چی کار داریم میکنیم
یه حدیث قدسی هست که: بندگان من جوری برخورد می کنن که انگار چندین خدا دارند ولی من با بندگانم جوری برخورد میکنم که انگار فقط یک بنده دارم.
ای دل غافل عجب خدایی و عجب بنده ای
(عظم الذنب من عَبدک فالیحسن العفوٌ من عِندک)

«باب الحوائج»
لقب باب الحوائج، یکی از القاب و صفات مشهور حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) در میان شیعیان است و می توان ادعا کرد این لقب برای آن بزرگوار، بی اساس نیست و آن حضرت برای حوائج مسلمانان و اهل ایمان، بابی از رحمت بی منتهای الهی جهت نجات از سختی های دنیا و آخرت می باشد.
از طرف دیگر، هنگامی که به سراغ کلام اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با حضرت ابوالفضل (علیه السلام) می رویم، شدت علاقه آن ها به ایشان کاملا مشهود است. امیرالمومنین (علیه السلام) در روز ولادت ابوالفضل (علیه السلام) دست های او را می بوسد و گریه می کند.(1) آنگونه که روایات نقل می کنند، صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) در فردای قیامت در جواب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که می پرسد: "فاطمه! امروز برای شفاعت امت چه آورده ای؟" عرض می کند: "ای پدر! برای شفاعت امت، دو دست بریده ی فرزندم عباس بس است"(2) و امام حسین (علیه السلام) نیز خطاب به برادر می فرماید: "جان من فدای تو باد."(3)
هم چنین در این رابطه امام زین العابدین (علیه السلام) نیز می فرماید: خدا رحمت کند عباس را که زندگی برادرش (امام حسین(علیه السلام)) را بر زندگی خویش ترجیح داد و (در این راه) متحمل بلا شد و خود را فدای برادر نمود... برای عباس در نزد خداوند درجه ای است که همه ی شهدا در روز قیامت به آن غبطه می خورند.(4)
اما به راستی چرا این گونه است و قمر بنی هاشم چگونه باب الحوائج گشته است؟ واقعا این علاقه ی وافر نسبت به یک فرد، آن هم از طرف بزرگترین اولیای الهی چگونه به دست آمده است؟
هنگامی که در فرازهای مختلف زندگی عباس (علیه السلام) دقت می کنیم، در می یابیم که آن حضرت مطیع همه جانبه اوامر الهی بود و قطعا مقام و منزلت رفیع آن حضرت نیز ریشه در همین اطاعت بدون حد و مرز ایشان از دین خدا دارد. این بنده ی صالح الهی در راه اطاعت از پروردگار خود تا آن جا پیش رفت که در روز عاشورا و در لحظات آخر زندگی خویش، هنگامی که دست راستش قطع گشته بود، می فرمود: به خدا قسم اگر دست راستم را قطع نمایید، من ابدا دست از حمایت دین خدا و حمایت از رسول و امام بر حق بر نمی دارم.(5)
او در این راه به درجه ی رفیع شهادت رسید و از ارواح مطهره و مقربین درگاه الهی گشت. آری، یقینا چنین بنده صالحی محبوب خداوند و اولیاء الهی قرار می گیرد و حقیقتا شایسته است چنین کسی که در مقام رضا و تسلیم قدم بر می دارد، از مردم دستگیری کند و شفیع آن ها باشد و برای رفع حاجاتشان باب حوائج گردد. آری، عباس(علیه السلام)، آشکار کننده و جلوه ی صفت قاضی الحاجات پروردگار است.
(برگرفته از کتاب " خصائص العباسیه" نوشتهی آیت الله سید محمد ابراهیم کلباسی نجفی (با تلخیص)
4 شعبان سال روز ولادت
عبد صالح و باب الحوائج
حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام)
را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوییم.

میلاد آقا اباعبدالله الحسین مبارک باد
(یا علی مدد)
آيا تا کنون به لحظه اي که عزائيل به سراغتان مي آيد انديشيده ايد؟
آيا تا بحال بالاي سر کسي که در حال جان دادن است، بودهايد؟
اصلا فکر ميکنيد عزرائيل چه جور موجودي است؟
نه! کامتان تلخ نشود
به سوالهاي بالا فکر کرديد؟ حالا مي خواهم تمام تصورهاي شما را نسبت به مردن؛ عزرائيل و آن دمِ آخر عوض کنم
بزرگي مي فرمودند من اصلا از مرگ نمي ترسم چون "مرگ، رفتن از اين اتاق به اتاق کناري است".
مي دانيد که عزرائيل هم يک فرشته است، ولي اشتباه نکنيد چه کسي گفته او فرشتهي عذاب است؟! نه! اصلا!؛ حضرت عزرائيل فرشته و بندهاي از بندگان خداست که هر وقت خداوند دستور فرمايد دست من و شما را مي گيرد و از اين اتاق به اتاق بغلي مي برد، البته دست روحمان را.
آيا تا کنون به لحظه اي که عزائيل به سراغتان مي آيد انديشيده ايد؟
اصلا فکر مي کنيد عزرائيل چه جور موجودي است؟
اما حالا با اين حرفها نبايد از اين سوي بام افتاد که خوب! پس بي خيال، مرگ هم که چيزي نبوده و... نه!؛ بايد به عرضتان برسانم که آن "اتاق بغلي" را خودتان بايد بسازيد البته نه فکر کنيد تنهاي نتها نه!؛ هستند کساني که کمکتان کنند فقط شما بخواهيد که آبادش کنيد، آنوقت زمين و زمان و... به خدمتتان خواهند آمد.
فکر نکنيد من اين حرفها را از خودم و براي دل خوشي شما ميگويم بلکه اينها جواب کسي است که از امام صادق عليهالسلام همين سوال ها را پرسيده است
يک روز آقايي به نام سُدير به حضور امام صادق عليه السلام مي رود و سوالي در اين باره از امام مي پرسد و...، ادامهي اين گفتگو را از زبان خود او بشنويد:
به حضرت ابا عبد الله، امام صادق –که سلام و درود خدا برو باد– گفتم : فدايتان شوم اي فرزند رسول خدا، آيا "مؤمن" از قبض روح شدن اکراه دارد [و جان دادن برايش سخت است]؟
امام فرمودند: نه!، قسم به خدا که اين طور نيست. وقتي که فرشته ي مرگ براي گرفتن روحش مي آيد، در آن هنگام او بي تابي مي کند. فرشته به او مي گويد: "اي ولي خدا بي تابي نکن ؛ قسم به خداوندي که محمد را برگزيد من برايت از هر مادر مهرباني که بخواهد پيش تو آيد، نيکوتر و دلسوزترم؛ چشمهايت را باز کن و ببين..."
امام صادق مي گويد: [در اين هنگام] رسول خدا و امير مومنان و فاطمه ي زهرا و حسن و حسين و ديگر امامان _که درود و سلام خداوند برآنان باد_ برايش تمثّل مي يابند و به او گفته مي شود: "اينان رفيقانت، رسول خدا و امير مومنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان هستند".
امام مي گويد: آن شخص چشمش را باز مي کند و نگاه ميکند.
آنگاه مناديي از سوي پروردگار روحش را صدا مي زند و ميگويد: "اي نفسِ آرام يافته به محمد و خاندان او با رضايت به ولايت_ائمه_ و پسنديده شده با ثواب به سوي خدايت برگرد و در ميان بندگانم يعني محمد و خاندان او و در بهشتم درآي".
آنجاست که هيچ چيزي برايش دوست داشتنيتر از خروج روحش و پيوستن به آن منادي نيست.
فرشته به او مي گويد: "اي ولي خدا بي تابي نکن ؛ قسم به خداوندي که محمد را برگزيد من برايت از هر مادر مهرباني که بخواهد پيش تو آيد، نيکوتر و دلسوزترم؛ چشمهايت را باز کن و ببين..."
به به من که وقتي اين مطلب زيبا را خواندم حس زيبايي برايم دست داد اما آميختهي به فکر و ترديد!
ميدانيد چرا؟ به کلمهي مومن در ابتداي روايت توجه داشتيد؟ بله من ترديم در صدق اين کلمه بر خودم بود. و مي توان گفت همه نبايد خيالشان به ديداري اينگونه با آن فرشته مهربان، و رفتني آنچنان خوش باشد.
اما خوشا به حال "مؤمن"، چه زيبا هراسش به آرامشي لذيذ تبديل ميشود.

۵ چیز را مردم به غفلت در ۵ جای دیگر میجویند.
۱-عزت در عبادت شب است مردم در نزد شاهان میجویند.
۲-بلند مرتبگی در تواضع است مردم در کِبر میجویند.
۳-علم را در فقر, ولی مردم در قنا میجویند.
۴-استجابت دعا در روزی حلال,ولی مردم در قیل و قال میجویند.
۵-بی نیازی را در قناعت,ولی مردم در بسیاری مال میجویند.
((یا علی مدد))

هرکس را به قدری که احترامت می کند دیدن کن.
((امام علی (ع)))
بدترین گرفتاری دلبستگی به دنیاست.
((امام علی (ع)))
دلها مانند پیکرها افسرده میشود.درمانش را از کلمات حکیمانه بجویید.
((امام علی (ع)))
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَي اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَي الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعي خودفريبي است، و وعده دروغ دادن نوعي سرگرداني است، و عذرتراشي در برابر خدا نابودي است، و پا فشاري بر گناه آسودگي از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار
السلام علیک یا امیر المومنین(ع)

الهي![]()
چه يافت آن كه ترا گم كرد، و چه گم كرد آن كه ترا يافت.
ما ذا الوجد من فقدك، وما الّذي فقد من وجدك.
فرازي از دعاي عرفه، مولا حسين بن علي عليه السلام
باسمه تعالی
برترين عبادتها
رمز موفقيت هر انسان وارسته عبادت و بندگي حضرت حق است، چراكه فلسفه آفرينش انسان جز اين نيست. البته عبادت معنايي عام دارد و فقط به نماز و روزه محدود نمي گردد. راغب اصفهاني در مفردات خود مي گويد: "عبوديت و بندگي به معناي اظهار ذلت و خضوع است." يعني عبادت معناي كامل تري دارد كه آن نهايت خضوع و اظهار بندگي مي باشد.
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) درباره شب عاشوراي حضرت زينب (عليها السلام) مي گويد: "عمه ام زينب در شب عاشورا در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و به درگاه خداي تعالي استغاثه مي كرد و در آن شب چشم هيچيك از ما به خواب نرفت و صداي ناله ما قطع نشد."
عبادت به معناي عام نيز درتمامي رفتار و كردار حضرت زينب (عليها السلام) ديده شد. بر مشكلات و مصيبتهايي كه بر او وارد شد صبركرد تا آنجا كه صبر هم از صبرش به ستوه آمد و همه اينها براي او عبادت محسوب مي شد. چه عبادتي بالاتر از اهداي دو فرزند دلبند در راه اعتلاي قرآن و عترت و و در سوگ شش برادر همانند امام حسين و حضرت عباس (عليهما السلام) نشستن؟ چه عبادتي برتر از سركردن چادر اسيري كه ده ها امتحان الهي در آن واقع شد و او همه را به خوبي سپري كرد؟
و بالاخره چه عبادتي بهتر از دنبال كردن قيام برادر و خواندن خطبه هاي آتشين در مسير كوفه و شام وبيدار كردن مردم ناداني كه فريب تبليغات مسموم دستگاه يزيد را خورده بودند و حسين بن علي (عليه السلام) را به عنوان يك فرد خارجي و بيگانه از اسلام به شهادت رساندند! خطبه هاي او موجي در كوفه و دمشق بوجود آورد كه حتي پايه هاي حكومت يزيد را متزلل ساخت تا آنجا كه معاويه دوم پسر يزيد حاضر نشد به جاي پدر بنشيند و پس از اندكي با رسوا كردن دودمان ستم پيشه بني اميه ازحكومت كناره گرفت.
او در خطبه خويش يزيد را به آخرت بيم مي داد و مي فرمود "بپرهيز از روزي كه درآن داوري با خداوند تبارك و تعالي باشد و شخص محمد (صلي الله عليه و آله) دادخواهي كند. اي يزيد، اعضا و جوارح اشخاص عليه افراد گواهي مي دهند و در آن روز است كه دانسته شود كه ستمكاران چه سزايي دارند."
آري، بالاترين عبادت زينب (عليها السلام) وعظ و اندرز او بود كه با آن رسالت پيامبران الهي و ائمه طاهرين (عليهم السلام) را دنبال نمود.
(برگرفته از کتاب "حضرت زينب (عليها السلام) (سيرة عملي اهل بيت ـ عليهما السلام)"، تألیف حجة السلام سید کاظم ارفع)
15 رجب سالروز وفات
الگوي عبادت و ايثار
حضرت زينب كبري (عليها السلام)
را به شما دوست گرامي تسليت عرض مي كنيم.

ور علی گل بهار او زهراست
او که خود فخر خلقت است به حق
مایه افتخار او زهراست
جلوه گاه خداست خود اما
جلوه ی کردگار او زهراست
در علی می توان خدا را دید
زانکه آیینه دار او زهراست
او ندارد به دار دنیا مهر
تا که آیینه دار او زهراست
خود میان بهشت می بیند

