تبليغاتX
خشت و گل

یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود...

«حسین، شهید آگاه»

غالباً در انقلابهای سیاسى، رهبران انقلاب براى غلبه بر دشمن از تطمیع و تهدید، گردآوری نیرو و اسلحه و انواع اعمال غیرانسانی خوددارى نمى کنند. اما آنهائی که بخواهند در انقلاب خود شرافتمندانه رفتار کنند، پیش بینى هاى لازم را نموده و در جلب همکار و جمع کردن افراد، اهتمام و کوشش مى نمایند و هرگز از شکست خود و امکان پیروزى دشمن سخن نمى گویند. لذا این گونه افراد هیچگاه از اینکه یک آینده خطرناک و وحشتناک در انتظارشان باشد، حرفى به میان نمى آورند و سپاه خود را از یک پایان جانسوز و پر از مصائب خبر نمى دهند چرا که به این ترتیب لشکر را از دور خویش پراکنده خواهند ساخت. بنابر این اگر رهبر یک قیام، چنین روشهایی را پیش نگرفت و قیامش را به استقبال مرگ و شهادت رفتن تفسیر نمود و دل به مرگ نهاد، همه مى فهمند که قیام او صرفاً سیاسى و به منظور تصرف حکومت و قدرت نیست. به این دلیل، کسانى هم که به طمع مال دنیا و احتمال رسیدن به جاه و مقام با رهبران شورشها و انقلابها هم صدا مى شوند، در این گونه قیامها شرکت نمى کنند...

اگر به صفحات تاریخ بنگریم، در می‌یابیم که تاریخ به خوبی گواهی می‌دهد حسین بن علی (علیه السلام) مکرر از شهادت خود خبر مى داد و هیچگاه از سرنگونی یزید و تصرف ممالک اسلامى و تشکیل حکومت سخن نمی‌راند. اگر چه آن حضرت همگان را موظّف و مکلف مى دانست که با او حضرت همکارى کنند، از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر علیه او شورش و انقلاب بر پا نمایند، ولى مى دانست که چنین قیام گسترده ای اتفاق نخواهد افتاد و خودش باید تنها با جمعى قلیل قیام نماید و فدا گردد. لذا از قبل، شهادت خود را به مردم اعلام مى کرد.

بنابر این، حسین (علیه السلام) درقیام خود، نه حکومت و مقام ظاهرى و دنیوى را مى‌خواست و نه گسترش مال و نفوذ و ثروت را؛ بلکه او براى اطاعت خدا از بیعت یزید خوددارى کرد و براى اطاعت امر خدا از حرمین شریفین هجرت نمود و براى اطاعت خدا جهاد کرد. لذا براى برانگیخته شدن آن حضرت به این قیام، باعثى جز امر خدا و اداى تکلیف نبود.

برای نمونه، ابن عباس و عبدالله بن عمر با آن حضرت در رابطه با وضعى که پیش آمده بود سخن گفتند، تا بلکه امام (علیه السلام) را از تصمیمى که داشت منصرف نمایند. هنگامی که سخن بین آنها طولانى گشت، در پایان بعد از آنکه هر دو، گفتار حسین (علیه السلام) را تصدیق نمودند، آن حضرت به عبدالله بن عمر فرمود: " تو را به خدا قسم! آیا در نظر تو، من در روشى که پیش گرفته ام و در امرى که جلو آمده بر خطا هستم؟ اگر نظر تو غیر اینست، نظر خودت را اظهار کن."

ابن عمر گفت: خدا گواه است که تو بر خطا نیستى و خداوند، پسر دختر پیغمبر خود را بر راه خطا قرار نمى دهد. فردی مانند تو از نظر پاکی و نزدیکی به پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله وسلّم) با کسی مثل یزید نباید بیعت کند، اما من از آن بیمناکم که شمشیرها به روى نیکو و زیباى تو فرود آیند. پس با ما به مدینه باز گرد و اگر خواستى با یزید هم هرگز بیعت نکن.

حسین (علیه السلام) فرمود: "هیهات! (یعنى این آرزو غیر ممکن می‌نماید) که من بتوانم به مدینه بازگردم و در آنجا با امنیت و فراغت خاطر زندگى کنم. اى پسر عمر! این مردم اگر به من دسترسى نداشته باشند، مرا طلب کنند تا بیابند تا این که یا با کراهت بیعت کنم؛ یا آنکه مرا بکشند. آیا نمى دانى که از خارى دنیا اینست که سر یحیى بن زکریا را براى زناکارى از زناکاران بنى اسرائیل بردند...

سپس عبدالله بن عمر تقاضا کرد تا بوسه گاه پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله وسلّم) را ببوسد. آنگاه گریست و گفت: تو را به خدا مى سپارم که در این سفر شهید خواهى شد.

(برگرفته‌ از کتاب "پرتوی از عظمت امام حسین (علیه السلام)"، تالیف آیت الله صافی گلپایگانی(با اندکی تصرف))

نوشته شده توسط داود در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 9:34 قبل از ظهر | لینک ثابت |

« سجده‌ای بر خاک، پروازی تا منتهای افلاک ... »

 

ابن ابی الحدید در وصف امام حسین (علیه السلام) این گونه می‌گوید: "سرور امتناع کنندگان، که به مردم جوانمردی را تعلیم داد و برگزیدن مرگ زیر سایه شمشیرها بر پستی را به آنان آموخت، ابی عبدالله، حسین بن علی بن ابیطالب است. به او و یارانش، امان و سلامت عرضه شد، اما  او از ذلت روی گرداند و  حذر نمود از اینکه در صورتیکه ابن زیاد او را نکشد، بر دامان او گرد پستی بنشیند؛ پس مرگ را بر آن برگزید ...

(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 3، صفحه 249)  

 

"تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو...

(سوره مبارکه فجر، آیات 30- 27)

 

"... حال دیگر امام سید الشهدا (علیه السلام) کسی را ندارد. اصحاب که کشته شده‌اند، و بنی هاشم نیز که به میدان رفته‌اند و شربت شهادت نوشیده‌اند.

باید به چند جا نگاه کنیم و باید چند توجه داشته باشیم:

یکی به امام حسین (علیه السلام) که کجاست و چه می‌کند؛

یکی به خیمه‌گاه که او به آنجا می‌رود و می‌آید (و خاندان او در آنجا قرار دارند).

و یکی به سمت میدان.

این نگاهها باید پی در پی باشد؛ چرا که حالا دیگر وقتی است که کار سخت شده است ...  

... اول به خود او نگاه کردم، دیدم: بر اسب نشسته است، لشکر دور او را احاطه کرده، نزدیکش آمده‌اند.

یک نگاه دیگر کردم، او را بر اسب نمی‌بینم. از اسب فرود آمده. می‌دانی که چرا بهترین خاکها تربت اوست، زیرا که بر این خاک فردی، سجده‌ای نموده است که از ابتدای عالم تا انقراض آن چنین سجده‌ای نشده و نخواهد شد. سجده‌ای که بر آن خاکهای گرم نمود، با پیشانی نبود، بلکه بر طرف راست صورت بود. آن سجده چه هنگام بود؟ آن هنگام بود که راوی گفت: "چونکه آن جراحتها از ضرب تیر و شمشیر به حسین (علیه السلام) رسید، صالح بن وهب نیزه‌ای بر پهلوی مبارک او زد، پس به ناگاه حسین از بالای اسب با گوشه راست صورت، بر زمین افتاد در حالیکه می‌فرمود: بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله ..."

باز هم نگاه کردم، دیدم چشمم جایی را نمی‌بیند، هوا تیره و تار شده است ...

آه ، وا حزناه ...

هنوز دو نگاه باقی مانده است، اگر چه هوا تیره است، اما آن دو چیز نورانی هستند و در میان تاریکی دیده می‌شوند، یک نگاه به سمت آسمان است که چیزی از آسمان به سمت زمین می‌آید، و یک چیز از زمین به سمت آسمان بالا می‌رود.

نگاه کردم، نوری را دیدم، دیدم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آسمان می‌آید، گرد آلود، با حالی متغیر، عمامه از سر برداشته ...

اما نگاه دوم، دیدم چیزی به طرف آسمان بالا رفت، اما زیاد از زمین دور نشد، بلکه به قدر یک نیزه بیشتر از زمین دور نشده است؛ چون نظر کردم، دیدم سری بر سر نیزه است، خوب که ملاحظه کردم، دیدم سر حسین (علیه السلام) است بر بالای نیزه ...

إنا لله و إنا إلیه راجعون ...

 

نوشته شده توسط داود در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 11:44 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
business articles
davod This DHTML script will make a text message follow your cursor around the screen. You can change the message to say whatever you want. You can change the font face, color and size in the .trailersytle tag below. You can change the message in the javascript below that. Just look for the comment that says "Insert your personal message below." --> example: DAVOD